چرا مغز ما به اخبار منفی جذب میشود؟ راز پنهان پشت علاقه ما به خبرهای بد
صبح هنوز کامل شروع نشده است. گوشی را برمیداری تا فقط چند دقیقه اخبار را چک کنی. یک خبر درباره جنگ، یک حادثه، افزایش قیمتها، یک بیماری، یک درگیری یا اتفاق تلخ دیگر میبینی.
با خودت میگویی: فقط همین یکی
اما چند دقیقه بعد، هنوز در حال خواندن خبر بعدی هستی.
خبر بد دیگری ظاهر میشود و باز هم روی آن میزنی. بعد یکی دیگر.
گاهی حتی میدانی که این اخبار حال تو را بهتر نمیکنند، اما باز هم نمیتوانی بهراحتی صفحه را ببندی.
چرا؟
آیا واقعاً مغز ما به خبرهای بد «اعتیاد» پیدا میکند؟
پاسخ کمی پیچیدهتر از این است.
ماجرا بیشتر به این برمیگردد که مغز انسان برای پیدا کردن تهدیدها، مشکلات و اتفاقات مهم، حساستر از اتفاقات عادی و مثبت عمل میکند.
این ویژگی در دنیای امروز میتواند باعث شود اخبار منفی بیش از چیزی که انتظار داریم توجه ما را به خودشان جلب کنند.
چرا یک خبر بد بیشتر از یک خبر خوب توجه ما را جلب میکند؟
فرض کن در یک روز معمولی ده خبر میبینی.
هشت مورد درباره اتفاقات عادی زندگی هستند؛ افتتاح یک پروژه، موفقیت یک نفر، برگزاری یک رویداد، یک خبر علمی یا حتی یک اتفاق خوشایند.
اما دو خبر درباره یک حادثه جدی یا تهدید احتمالی هستند.
احتمالاً بعد از چند دقیقه، جزئیات همان دو خبر منفی بیشتر در ذهنت ماندهاند.
این موضوع تا حدی با مفهومی در روانشناسی به نام سوگیری منفی (Negativity Bias) توضیح داده میشود.
مغز انسان معمولاً به اطلاعات منفی یا تهدیدکننده حساسیت بیشتری نشان میدهد. دلیل این ویژگی را میتوان تا حدی در تاریخ تکامل انسان پیدا کرد.
برای اجداد ما، تشخیص سریع یک تهدید میتوانست تفاوت میان امنیت و خطر باشد.
صدای یک حیوان در تاریکی، نشانهای از یک دشمن یا تغییر ناگهانی محیط، اطلاعاتی نبودند که بتوان بهسادگی از کنارشان گذشت.
در چنین شرایطی، توجه کردن به خطر ارزش زیادی داشت.
البته ما امروز در همان محیط زندگی نمیکنیم؛ اما بسیاری از سازوکارهای مغز همچنان با همان حساسیت کار میکنند.
مشکل اینجاست که تهدیدهای امروز همیشه در جنگل یا محیط طبیعی ظاهر نمیشوند.
گاهی روی صفحه گوشی هستند.
مغز ما نمیخواهد چیزی را از دست بدهد
یکی دیگر از دلایلی که اخبار منفی میتوانند ما را درگیر کنند، نیاز ذهن به اطمینان پیدا کردن از امنیت است.
وقتی با یک خبر نگرانکننده روبهرو میشویم، ذهن ممکن است بخواهد اطلاعات بیشتری پیدا کند.
«دقیقاً چه اتفاقی افتاده؟»
«چقدر جدی است؟»
«آیا ممکن است برای من یا خانوادهام هم اتفاق بیفتد؟»
«بعدش چه میشود؟»
«خبر جدیدی منتشر نشده؟»
در ظاهر داریم فقط اخبار را دنبال میکنیم، اما در سطح عمیقتر، ممکن است ذهن در تلاش باشد وضعیت را ارزیابی کند.
به همین دلیل است که گاهی بعد از خواندن یک خبر بد، به جای اینکه گوشی را کنار بگذاریم، دوباره صفحه را تازه میکنیم تا ببینیم آیا اطلاعات جدیدی آمده است یا نه.
مشکل از جایی شروع میشود که این جستوجوی اطلاعات، دیگر به پیدا کردن پاسخ منتهی نمیشود و تبدیل به یک چرخه تکراری میشود.
فقط یک خبر دیگر؛ چرخهای که بهراحتی تمام نمیشود
احتمالاً برایت پیش آمده که با خودت گفته باشی:
«فقط ببینم آخرش چی شد»
بعد خبر دیگری باز شده.
و بعد یک تحلیل.
بعد نظرات مردم.
بعد یک ویدئو.
بعد یک خبر مرتبط.
و ناگهان متوجه میشوی بیست یا سی دقیقه گذشته است.
این اتفاق تصادفی نیست.
پلتفرمهای خبری و شبکههای اجتماعی معمولاً بر اساس میزان توجه کاربران کار میکنند. محتوایی که احساسات شدیدی ایجاد میکند، احتمال بیشتری دارد که دیده شود، روی آن کلیک شود یا دربارهاش صحبت شود.
اخبار ترسناک، خشمآور یا شوکهکننده هم معمولاً چنین ویژگیای دارند.
به همین دلیل، فضای اطلاعاتی ما فقط مجموعهای از اتفاقات واقعی دنیا نیست؛ بلکه بخشی از آن نتیجه این است که چه چیزی بیشتر توجه ما را به خود جلب میکند.
و توجه، در دنیای دیجیتال، ارزشمند است.
وقتی نگرانی با کنجکاوی قاطی میشود
یکی از عجیبترین ویژگیهای اخبار بد این است که ممکن است همزمان ما را بترسانند و کنجکاو کنند.
مثلاً یک تیتر میبینی:
«کارشناسان درباره احتمال وقوع یک اتفاق هشدار دادند»
حتی اگر چندان نگران نباشی، احتمال دارد روی آن کلیک کنی.
چون ذهنت میخواهد بداند:
«چه اتفاقی؟»
این همان بخشی است که کنجکاوی وارد ماجرا میشود.
ابهام میتواند ذهن را درگیر کند. وقتی اطلاعات ناقص است، تمایل داریم بخشهای گمشده را کامل کنیم.
به همین دلیل، یک تیتر نگرانکننده که اطلاعاتش را کامل نمیکند، میتواند ما را وادار کند روی آن کلیک کنیم.
و بعد، یک خبر میتواند ما را به خبر بعدی ببرد.
آیا واقعاً به اخبار بد اعتیاد داریم؟
استفاده از واژه «اعتیاد» در اینجا باید با احتیاط انجام شود.
هر رفتار تکرارشوندهای اعتیاد محسوب نمیشود.
اگر هر روز اخبار را بررسی میکنی، این بهتنهایی به معنای اعتیاد نیست.
مسئله زمانی جدیتر میشود که فرد احساس کند کنترل رفتار خود را از دست داده است؛ مثلاً بارها تصمیم میگیرد اخبار را کنار بگذارد اما نمیتواند، ساعت زیادی را صرف دنبال کردن خبرها میکند یا با وجود تأثیر منفی بر خواب، تمرکز یا حال روانی خود همچنان این رفتار را ادامه میدهد.
بنابراین بهتر است به جای اینکه بگوییم «مغز به اخبار بد معتاد است»، دقیقتر بگوییم:
مغز ما به اطلاعات تهدیدکننده حساس است و محیط دیجیتال میتواند این حساسیت را به یک چرخه مداوم توجه و پیگیری تبدیل کند.
این تفاوت کوچک، از نظر علمی مهم است.
چرا بعد از خواندن اخبار بد، باز هم ادامه میدهیم؟
اینجا یک تناقض جالب وجود دارد.
گاهی اخبار بد حال ما را بدتر میکنند، اما باز هم آنها را دنبال میکنیم.
چون هدف ما همیشه لذت بردن نیست.
گاهی هدف، پیدا کردن اطمینان است.
وقتی چیزی نگرانکننده میبینیم، ممکن است فکر کنیم اگر اطلاعات بیشتری پیدا کنیم، کنترل بیشتری خواهیم داشت.
اما در دنیای اخبار، معمولاً اطلاعات هیچوقت تمام نمیشود.
هر خبر یک سؤال جدید ایجاد میکند.
هر پاسخ، یک جزئیات تازه دارد.
و هر جزئیات میتواند ما را به صفحه دیگری ببرد.
در نتیجه، چیزی که با هدف «آگاه شدن» شروع شده، ممکن است به «دنبال کردن بیپایان» تبدیل شود.
اخبار منفی همیشه بد نیستند
این نکته هم نباید فراموش شود.
دنبال کردن اخبار منفی لزوماً رفتار ناسالمی نیست.
گاهی دانستن یک خبر بد ضروری است.
ممکن است یک هشدار درباره وضعیت آبوهوا، یک تغییر مهم اقتصادی، یک مسئله اجتماعی یا یک اتفاق امنیتی به ما کمک کند تصمیم بهتری بگیریم.
مشکل، آگاه بودن نیست.
مشکل زمانی شکل میگیرد که احساس کنیم برای آرام شدن باید مدام اطلاعات بیشتری دریافت کنیم، در حالی که دریافت اطلاعات بیشتر، اضطرابمان را کمتر نمیکند.
در چنین شرایطی، شاید دیگر دنبال «اطلاعات» نیستیم.
دنبال اطمینان میگردیم.
و این دو با هم فرق دارند.
چرا شبها بیشتر درگیر اخبار میشویم؟
برای بسیاری از افراد، شب زمانی است که مصرف اخبار و شبکههای اجتماعی بیشتر میشود.
روز تمام شده، حواسپرتیهای روزانه کمتر شده و بالاخره فرصت پیدا کردهایم با گوشی تنها بمانیم.
یک خبر را باز میکنیم.
بعد خبر دیگری.
و قبل از اینکه متوجه شویم، زمان خواب گذشته است.
اما مغز در این فاصله فقط اطلاعات دریافت نمیکند؛ احساسات مختلفی را هم تجربه میکند.
نگرانی، خشم، ترس، کنجکاوی و انتظار برای خبر بعدی.
به همین دلیل، قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار منفی نزدیک زمان خواب میتواند آرام شدن ذهن را دشوارتر کند.
گاهی چیزی که فکر میکنیم «فقط چند دقیقه خبر خواندن» است، در واقع آخرین چیزی است که ذهنمان پیش از خواب با آن درگیر میشود.
پس باید اخبار را کنار بگذاریم؟
احتمالاً نه.
قطع کامل اخبار برای بیشتر افراد نه ضروری است و نه همیشه ممکن.
هدف، بیخبر ماندن نیست.
هدف این است که رابطه سالمتری با خبرها داشته باشیم.
مثلاً میتوانیم برای خودمان زمان مشخصی برای بررسی اخبار تعیین کنیم، به جای دنبال کردن مداوم هشدارها و اعلانها، در زمان مشخصی سراغ منابع خبری برویم و وقتی متوجه شدیم یک خبر فقط اضطراب ما را بیشتر میکند و اطلاعات جدیدی به ما نمیدهد، ادامه دادن را متوقف کنیم.
یک سؤال ساده هم میتواند کمککننده باشد:
«آیا با خواندن خبر بعدی واقعاً اطلاعات جدیدی به دست میآورم، یا فقط دارم اضطرابم را دوباره بررسی میکنم؟»
اگر پاسخ دومی باشد، شاید وقت آن رسیده که گوشی را کنار بگذاریم.
شاید مشکل از علاقه ما به خبر بد نباشد
مغز انسان برای توجه کردن به خطرها ساخته شده است.
این ویژگی زمانی برای بقا ضروری بوده و امروز هم میتواند در موقعیتهای مختلف به ما کمک کند.
اما دنیای امروز یک تفاوت بزرگ دارد:
تهدیدها دیگر تمام نمیشوند.
یک انسان امروزی میتواند در چند دقیقه با دهها اتفاق تلخ از نقاط مختلف جهان روبهرو شود؛ اتفاقاتی که بسیاری از آنها هیچ ارتباط مستقیمی با زندگی روزمره او ندارند و کاری هم از دستش برای تغییر آنها برنمیآید.
مغز اما ممکن است همه این اطلاعات را با همان جدیتی پردازش کند که یک تهدید نزدیک را پردازش میکرد.
شاید به همین دلیل است که گاهی بعد از ساعتها دنبال کردن اخبار، احساس میکنیم از دنیا بیشتر خبر داریم، اما آرامش کمتری داریم.
آگاه بودن مهم است.
اما لازم نیست برای آگاه ماندن، تمام روز در حالت آمادهباش باشیم.
گاهی سالمترین کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که خبر را ببینیم، بفهمیم، تصمیم لازم را بگیریم و بعد اجازه بدهیم ذهنمان از آن عبور کند.
چون قرار نیست مغز ما تمام مشکلات دنیا را، حتی آنهایی را که هیچ کنترلی رویشان نداریم، تا آخر شب با خودش حمل کند.


گمگشتگی؛ من دقیقاً باید چیکار کنم؟
سکوت بهعنوان درمانی برای ذهن در دنیای پرهیاهو
گمگشتگی؛ من دقیقاً باید چیکار کنم؟
گمگشتگی؛ من دقیقاً باید چیکار کنم؟